بازگشت به صفحه اصلی

سلام بر نگاه تو، بلند آسمانی ام

سلام بر نگاه تو، بلند آسمانی ام

سلام بر نگاه تو بلند آسمانی ام

که ازحضیض خاکها به اوج می کشانی ام

من از تبار لحظه های تند سیر زندگی

تو از تبار دیگری، بهار جاودانی ام

سراسر وجود من پر است از صدای تو

وجود من فدای تو، بیا به میهمانی ام

به ذره ذره جان من طلب زبانه می کشد

ولی در این حصارها اسیر ناتوانی ام

رسیده ام به مرگ خود، دراین غروب واپسین

بیا به چشم من نشین ، تمام زندگانی ام

شنیده ام که می رسی، نشسته ام به راه تو

سلام بر نگاه تو، بلند آسمانی ام

یا صاحب الزمان

 

—————————–

میلادش مبارک

در تاريخ ۲۶/تیر/۱۳۹۰ یک دیدگاه برچسب ها :

نوشته شده توسط مهدی

وبسایت

يک ديدگاه

  1. حسین می‌گه:

    داد می زنم هم نفسی
    اگه به دادم نرسی
    روزم دیگه شب نمیشه به خاطر دلواپسی
    دلم به پیش توگیره
    ممکنه آروم نگیره
    دنیا اگه تو نباشی ممکنه یک روز بمیره
    بازم اسیره تو منم .منتظره یه لحظه
    اگه تو نباشی پیشم دلم شاید بلرزه
    کبوتر از تو می خونه
    عالم به یادت می مونه
    اگه تو نباشی یه روز. دنیا میشه یه ویرونه
    میای .میدونم عزیزم
    شاید نگام لمست کنه
    شاید صدام بشنوتت
    شاید چشام ببوستت
    شاید دیگه عمر من و دنیا به آخر برسه
    دیگه نگام حس نداره
    دیگه صدام نمیشنوه
    دیگه چشام لبی واسه بوسه خریدن نداره
    اشک دلم. خون منو گرم میکنه
    سوزش جان داره من و عشق و دل و تر می کنه
    طرد شده قشنگی از زندگیمون
    جمعه به جمعه عزیزم گشتم و نیستی تو چرا
    سرده دلم.دیگه اشکی ندارم خون منو گرم کنه
    سرده دلم.دیگه قلبی ندارم که گرمی رو پخش کنه
    سرده دلم.قلب من تو عشق تو سوخت ولی آخ نکشید
    دل من تو ی دلش تو رو ندید .از تو یه نقاشی کشید
    نمی دونم که چرا نمی تونم ببینمش نقاشی رو
    فهمیدم.چشم دلم هم کور شد و آخ نکشید
    تمومه شرح مصیبت .تمومه ناله ی من هنوز به آخر نرسید
    انتظار تازه شروعه .نه به آخر نرسید
    می دونی فقط به عشقت می مونم
    قلب و چشم و دل و ذهنم همه قربانی تو.خوب میدونم
    دیگه هیچی ندارم تازه به اول رسیدم
    من می خوام شروع کنم .باتو چیزی کم ندارم
    وای دارم میبینمت.من که حست میکنم
    نقاشیم چقدر شبیه خنده ی ریز چشاته
    وای چرا نیستی چرا تاریک شدی
    وای کجا میری نرو نرو نرو
    دو باره یه روز نو شروع شد و اینها همه یه خواب بودن
    نمیشه تموم نشه زندگی شیرین من باز توی خواب
    آخه اون زندگی حقیقیه.زنده ام با دل خواب
    دوباره شروع یک خستگی نو رسیده
    دو باره انتظار از شکوفه ها روییده
    دوباره بیدار شدم ولی که انگار خوابیدم
    کاش می شد تا به ابد به خواب برم .باز توی خواب بیدار بشم
    دو باره من آغوش خنده ی اون چشات بشم.
    دوست دارم شب بشه و خواب ببینم
    توی خواب بیدار شم و رنگ چشات ببینم
    دیگه هیچ وقت صبح نیاد خلوتم خراب کنه
    دیگه خورشید در نیاد هر چی دیدم سراب کنه
    همه زندگی من فقط بشه یه خواب خوب
    زندگیم یه خواب بشه، خواب ببینم . خواب ببینم

    ================================
    سپاس

دیدگاه خود را بیان کنید


:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen:

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.